شميــــــــــــــــــــــــــــم نمـــــــــــــــــاز

شميــــــــــــــــــــــــــــم نمـــــــــــــــــاز

شميــــــــــــــــــــــــــــم نمـــــــــــــــــاز

شميم نماز




خداوند ميفرمايد :

 «اتل ما اوحي اليك من الكتاب و اقم الصلوة, ان الصلوة تنهي عن الفحشاء والمنكر و لذكر الله اكبر, والله يعلم ماتصنعون.»
 
آنچه را از كتاب آسماني (قرآن) به تو وحي شده تلاوت كن, و نماز را به پادار, كه نماز (انسان را) از زشتي ها و منكرات باز مي دارد. و ذكر خدا از آن (نهي از فحشا و منكر) هم بالاتر است.
و خداوند مي داند شما چه كارهايي انجام مي دهيد.

«سوره مباركه عنكبوت: آيه 45»


حضرت رسول اكرم (صلي الله عليه و آله) ميفرمايد :

لاصَلوهَ لِمَن لايُطِعِ الصَّلاه، و طَاعَهُ الصَّلاهُ أن تَنهَي عَنِ الفَحشاء و المُنكر
كسي كه مطيع نماز نباشد، نمازش كامل نيست و اطاعت از نماز همان دوري از فحشاء و منكر است.

 << بحار الانوار، ج۸۲ ص ۱۹۸ >>


معناي عرفاني نماز:
نماز, جزء جدايى ناپذير همه شرايع الهى بوده ودر هـر ديـنـى به صورتى خاص وجود داشته است; چنان كه خداوند درقرآن فرموده: (ان الصلوه كانت على المومنين كتابا موقوتا) بعضى از بزرگان نيز صلاه را از (تصليه) مشتق دانسته اند; به اينمـعـنا كه عرب هنگامى كه مى خواست چوب كج را راست كند آن را بهآتـش نـزديك كرده, در معرض حرارت قرار مى داد و به آن تصليه مىگـفـتـنـد. با توجه به اين معنا گويى نمازگزار وقتى به نماز مىايـسـتد و توجه به مبدا اعلا پيدا مى كند به واسطه حرارتى كه دراثر حركت صعودى و نزديك شدن به كانون حقيقت معنوى در نفسش حاصلمـى شـود, قـدرت پـيـدا مى كند كج رفتارى هاى نفس را كه بر اثرتـوجـه بـه غـيـر خـدا و مـيـل به باطل پيدا شده, راست و تعديلنمايد.


 معناي لغوي نماز:
به گفته بسيارى از لـغـت شـناسان به معناى دعا, تبريك و تمجيد است چون اصل وريـشـه اين عبادت مخصوص, دعا بوده آن را از باب نام گذارى چيزى بـه اسـم جزءش, صلاه[ نماز] گذاشته اند. و بعضى گفته اند: (صلاه)مـشـتـق از كلمه (صلاء) است كه به معناى آتش برافروخته است و ازايـن جـهـت بـه اين عبادت خاص (صلاه) گفته شد, زيرا كسى كه نمازبـخـواند, خود را به وسيله اين عبادت و بندگى از آتش برافروختهالهى دور مى سازد.
موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
تاريخ : ۲۳ فروردين ۱۳۹۵ | ۱۱:۲۴:۵۶ | نویسنده : سيد آرمين | نظرات (0)

نماز جماعت

نماز جماعت

1- آثار معنوي بزرگترين اثر معنوي نماز جماعت، همان پاداش هاي الهي است كه گفته شد. روايت است كه شبي، علي عليه السلام تا سحر به عبادت مشغول بود. چون صبح شد، نماز صبح را به تنهائي خواند و استراحت كرد. رسول خدا (ص) كه آنحضرت را در جماعت صبح نديد، به خانه اورفت. حضرت فاطمه (ع) از شب زنده داري علي (ع) و عذر او از نيامدن به مسجد سخن گفت. پيامبر فرمود : پاداشي كه بخاطر شركت نكردن درنماز جماعت صبح، از دست علي (ع) رفت، بيش از پاداش عبادت تمام شب است. (1) رسول خدا (ص) فرموده است : لان اصلي الصبح في جماعة احب الي من ان اصلي ليلتي حتي اصبح (2) اگر نماز صبح را به جماعت بخوانم، در نظرم محبوب تر ازعبادت و شب زنده داري تا صبح است. بخاطر همين فضيلت و پاداش هاست كه اگر تعداد نمازگزاران از ده نفربيشتر شود، اگر تمام آسمان ها كاغذ، و درياها مركب و درخت ها قلم شودو فرشتگان بنويسند، پاداش يك ركعت آنرا نمي توانند بنويسند. (3). و نماز جماعت با تاخير، بهتر از نماز فرادي در اول وقت است. (4)

2- آثار اجتماعي نماز جماعت، مقدمه وحدت صفوف و نزديكي دلها و تقويت كننده روح اخوت است. نوعي حضور و غياب بي تشريفات، و بهترين راه شناسائي افراداست. نماز جماعت، بهترين، بيشترين، پاكترين و كم خرج ترين اجتماعات دنياست و نوعي ديد و بازديد مجاني و آگاهي از مشكلات ونيازهاي يكديگر و زمينه ساز تعاون اجتماعي بين آحاد مسلمين است. 3- آثار سياسي نماز جماعت، نشان دهنده قدرت مسلمين و الفت دلها و انسجام صفوف است. تفرقه ها را مي زدايد، بيم در دل دشمنان مي افكند، منافقان را مايوس مي سازد، خار چشم بدخواهان است. نماز جماعت، نمايش حضور در صحنه و پيوند«امام » و«امت » است. 4- آثار اخلاقي، تربيتي در نماز جماعت، افراد در يك صف قرار مي گيرند و امتيازات موهوم صنفي، نژادي، زباني، مالي و. . . كنار مي رود و صفا و صميميت ونوعي دوستي در دلها زنده مي شود و مؤمنان، با ديدار يكديگر در صف عبادت، احساس دلگرمي و قدرت و اميد مي كنند. نماز جماعت، عامل نظم و انضباط، صف بندي و وقت شناسي است. روحيه فردگرايي و انزوا و گوشه گيري را از بين مي برد و نوعي مبارزه با غرور و خودخواهي را در بر دارد. نماز جماعت، «وحدت » در گفتار، جهت، هدف و امام را مي آموزدو از آنجا كه بايد پرهيزكارترين و لايق ترين اشخاص، به امامت نمازبايستد، نوعي آموزش و الهام دهنده علم و تقوا و عدالت است. نماز جماعت، كينه ها و كدورت ها و سوء ظن ها را از ميان مي برد وسطح دانش و عبوديت و خضوع را در جامعه اهل نماز، افزايش مي دهد. به خاطر اينهمه آثار است كه به نماز جماعت، آن همه توصيه شده است. حتي نابينايي وقتي از حضور پيامبر، اجازه خواست كه به مسجدنيايد، آن حضرت فرمود : از خانه تا مسجد، ريسماني ببندد و به كمك آن، خود را به نماز جماعت برساند. (5) و نيز، نابيناياني كه اجازه ترك شركت در نماز خواستند، رسول خدا (ص) اجازه نفرمود. (6) از طرف ديگر، برخورد شديد نسبت به كساني كه به نماز جماعت اهميت نمي دهند، نشان ديگري بر اهميت و سازندگي آن است. در حديث است كه به چنان كسان، همسر ندهيد و معرف آنان نشويد.(7) 1- سفينة البحار، ج 1، جماعت. 2- كنز العمال، ج 8 حديث 22792. 3- توضيح المسائل امام(قدس سره)مسئله 1400. 4- توضيح المسائل امام(قدس سره)مسئله 1402 5- وسائل، ج 5 ص 377. 6- كنزالعمال، ج 8 ص 255. 7- سفينة البحار، ج 1، جماعت.


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
تاريخ : ۶ فروردين ۱۳۹۴ | ۱۱:۰۶:۰۱ | نویسنده : سيد آرمين | نظرات (1)

واجبات نماز

واجبات نماز يازده چيز است:

«اول» نيت. «دوم» قيام يعني ايستادن. «سوم» تكبيرة الاحرام يعني گفتن الله اكبر در اوّل نماز. «چهارم» ركوع. «پنجم» سجود. «ششم» قرائت. «هفتم» ذكر. «هشتم» تشهّد. «نهم» سلام. «دهم» ترتيب. «يازدهم» موالات يعني پي‌درپي بودن اجزاء نماز.

  ـ بعضي از واجبات نماز ركن است، يعني اگر انسان آنها را بجا نياورد ـ عمداً باشد يا اشتباهاً ـ نماز باطل مي‌شود. و بعضي ديگر ركن نيست، يعني اگر اشتباهاً كم گردد نماز باطل نميشود. و ركن نماز پنج چيز است: اوّل: نيت. دوّم: تكبيرة الاحرام در حال قيام. سوّم: قيام متّصل به ركوع، يعني ايستادن پيش از ركوع. چهارم: ركوع. پنجم: دو سجده از يك ركعت. و اما نسبت به زيادي در صورتي كه عمدي باشد، مطلقاً نماز باطل مي‌شود، و در صورتي كه از روي اشتباه باشد اگر زيادي در ركوع يا در دو سجده از يك ركعت باشد، نماز ـ بنا بر احتياط لازم ـ باطل است، و الاّ باطل نيست.
موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
تاريخ : ۲۳ فروردين ۱۳۹۵ | ۰۶:۴۶:۲۲ | نویسنده : سيد آرمين | نظرات (0)

نماز در اديان مختلف

1-نماز در اسلام

در دين اسلام كه كاملترين اديان الهى است و دينى است جاودانه و جهانى، نماز سرلوحه همه عبادتهاست و آن را ستون دين دانستهاند. اين عمل شبانه روز پنج بار بر هر مسلمانى واجب و لازم است و بايد به وقتش آن را انجام دهند چون ترك آن بزرگترين گناه و معصيت به حساب مىآيد. عقيده مسلمانان بر اين است كه نماز انسان را از هرگونه كارهاى زشت و ناپسند دور ساخته و مانع عظيمى در مقابل همه ظلمها و بىعدالتىها و رذايل پَست اخلاقى است. انسانى كه مسلمان است و اهل نماز باشد دروغ نمىگويد، حقوق ديگران را زير پا نمىگذارد، در امانت ديگران خيانت روا نمىدارد، بدنبال كسب حرام نمىرود، به همنوعان اذيّت و آزار نمىرساند. مسلمان نمازگزار غيبت ديگران نمىكند، تهمت و افتراء نمىزند، كلمات زشت و قبيح بكار نمىبرد. فحاشى به برادران دينى حتى به همنوعانى كه مسلمان نيستند نمىكند. در محاكم قضايى شهادت دروغ نمىدهد. به بينوايان و محرومان تا آنجا كه توان و قدرت داشته باشد كمك مادى و معنوى مىنمايد. در برخورد با ديگران متعادل است. طورى رفتار نمىكند كه موجب تحقير ديگران گردد كبر و غرور را جزء شخصيت خود ندانسته بلكه مقام كبرايى را از آن پروردگار خويش مىداند. خلاصه اينكه نمازهاى واجب پنجگانه چنان براى يك مسلمان اثر بخش است كه مىتواند همه اوصاف و اخلاق انسانى را در او ايجاد و تمام صفات زشت را از او دور سازد.

2-نماز در شريعت عيسي(ع)

در اين شريعت، نماز به شيوه خاصى كه در اسلام وجوددارد مطرح نيست بلكه بجاى نماز، دعاهاى التجا آميز در برابر خداوند تبيين شده است، بدين صورت كه فرد بايد ابتدا خود را تطهير نموده و روى زانو بنشيند و حاجات خود را با حالت مخصوص و آداب ويژه از خداوند بخواهد چون آنان معتقدند كه خداوند در جاى خاصى حضور نداشته بلكه در همه مكانها حاضر است و در هر زمانى با بندهاش ارتباط دارد بنابر اين مىتوان از طلوع فجر تا طلوع آفتاب و از مغرب تا نيمه شب با خداوند ارتباط برقرار نمود امّا روز را بايد براى امور مادى مشغول بود و اگر كسى در روز دست از كار بكشد و مشغول دعا و بيان حاجات خويش با خدا گردد جز اينكه از حيث مادى بر او زيانى وارد شود نفعى نمىبرد. شرايطى كه براى اجابت دعا مطرح كردهاند تقريباً شبيه همان مقدمات و شرايطى است كه ما در ادعيه و عبادات خويش داريم مثل خلوص در دعا، اميد به خدا و پيدايش نيروى معنوى در كارهاى روزانه(1).

امروزه مسيحيّت با گروههاى متعدد كه به چشم مىخورند تقريباً در اين زمينه توافق دارند يعنى همه گروهها و دستجات مسيحى اعم از كاتوليك يا پروتستان يا لبيرال و يا محافظه كار در مسائل اعتقادى و اعمال عبادى موارد مشتركى را دارا مىباشند. شعائر مذهبى و آداب دينى غالباً در مكانهاى مشخص چون كليساها انجام مىگيرد و در روزهاى خاصى هم برگزار مىگردد. اين هم نوعى انحراف است كه بر اثر گذشت زمان در ديانت مسيحيت پيدا شد.            

3-نماز در شريعت حضرت موسي(ع)

پيروان واقعى حضرت موسى كه امروزه ما آنان را بعنوان يهود مىشناسيم داراى تعاليم و احكامى مىباشند كه از پيامبر خود فراگرفتهاند. آنان كه تابع واقعى و حقيقى دين موسى(عليه السلام) باشند به اين فرامين و احكام مقيدند هر چند كه امروزه شايد بسيارى از ايشان به آن دستورات پشت پا زده باشند و ليكن تعاليم و دستورات دينى در متون دينىشان موجود و مورخين نيز از پيروان اين دين درگذشته مسائلى را نقل كردهاند. يكى از تعاليم و احكام عبادى آنها، نماز است. در دين يهود وارد شده است كه شبانه روز سه نماز بر آنان واجب است كه عبارتند از:

1 ـ وقت نماز صبحگاه قبل از طلوع آفتاب (طلوع فجر) است تا تقريباً هشت يا نه صبح.

2 ـ نيمروز پاسى از ظهر گذشته است وقت نماز تا غروب آفتاب. 3 ـ وقت نماز شامگاه از غروب آفتاب است تا ساعت دوازده شب (نيمه شب) و بعضى از شبها از ساعت 3 بعد از نيمه شب تا طلوع آفتاب مناجات مىخوانند.
4-نماز در كيش زرتشت

در آئين زرتشت براى هر شبانه روز پنج وقت نماز و عبادت درنظر گرفته شد كه آن پنج وقت عبارتند از: 1 ـ هاون گاه (havangah) كه از برآمدن خورشيد است تا نيمروز (ظهر). 2 ـ ريپت وين گاه (repithwingah) از هنگام ظهر است تا سه ساعت بعد از نيمروز. 3 ـ ازيرينگاه (oziringah) از ساعت سه بعد از ظهر تا اوّل شب و پيدا شدن ستاره. 4 ـ ايويس روتريم گاه (aiwisruthrimgah) از اوّل شب تا نيمه شب. 5 ـ اشهين گاه (ushinhingah) از نيمه شب است تا بر آمدن خورشيد.

هر يك از اين اوقات پنجگانه به اسم يكى از فرشتگان اختصاص دارد كه اسامى آنها آمده و لفظگاه در آخر هر يك به معنى وقت مىباشد.

5-نماز در كيش صابئينيكي از ادياني كه نامش در قرآن آمده « صابئين » است كه به حضرت يحيي گرايشي خاص دارند ضمناَ براي ستارگان تاثيري قائلند و نماز و مراسم ويژه اي دارند كه هنوز گروهي از آنان در خوزستان هستند .اين فرقه رهبري بسيار دانشمند ولي مغرور داشتند كه بارها با امام رضا عليه السلام گفتگو كرد ولي زير بار نمي رفت .در يكي از جلسات امام رضا عليه السلام استدلالي كرد كه او تسليم شد و گفت :« اَلْانَ لانَ قَلْبي » حالا روح من نرم شده حاضرم مكتب تو را بپذيرم كه ناگهان صداي اذان بلند شد . امام رضا عليه السلام جلسه را ترك كرد ، مردم گفتند فرصت حساسي است و شايد بعدا چنين فرصتي پيش نيايد امام فرمود :اول نماز ! ، و او كه اين تعهد را از امام ديد علاقه اش بيشتر شد . امام بعد از نماز گفتگويش را با او ادامه داد و او در نهايت ايمان آورد .بئين » است كه به حضرت يحيي گرايشي خاص دارند ضمناَ براي ستارگان تاثيري قائلند و نماز و مراسم ويژه اي دارند كه هنوز گروهي از آنان در خوزستان هستند .اين فرقه رهبري بسيار دانشمند ولي مغرور داشتند كه بارها با امام رضا عليه السلام گفتگو كرد ولي زير بار نمي رفت .در يكي از جلسات امام رضا عليه السلام استدلالي كرد كه او تسليم شد و گفت :« اَلْانَ لانَ قَلْبي » حالا روح من نرم شده حاضرم مكتب تو را بپذيرم كه ناگهان صداي اذان بلند شد . امام رضا عليه السلام جلسه را ترك كرد ، مردم گفتند فرصت حساسي است و شايد بعدا چنين فرصتي پيش نيايد امام فرمود :اول نماز ! ، و او كه اين تعهد را از امام ديد علاقه اش بيشتر شد . امام بعد از نماز گفتگويش را با او ادامه داد و او در نهايت ايمان آورد .


موضوعات مرتبط:

برچسب‌ها: ،


ادامه مطلب
تاريخ : ۸ فروردين ۱۳۹۴ | ۱۰:۲۳:۵۸ | نویسنده : سيد آرمين | نظرات (0)
[ ۱ ]
<< مطالب قدیمی‌تر >>


.: Weblog Themes By SlideTheme :.